بدو بدو....افتتاحیه.....افتتاحیه
1391/03/07یکشنبه من عاشق تاب بازیم ومعمولا مامانم منو هرروز میبره پارک تا بازی کنم والبته بعضی روزها هم 2بار. که البته یه چند وقتیه که سروکله غبارهای بدجنس وبیماریزا پیدا شده وما رو خونه نشین کرده.البته من بسی کلافه هستم وخیلی بهانه میگیرم ولی مامانم که سلامتی من براش از هر چیزی مهمتره دائم درحال پرت کردن حواس من وساکت کردن منه.که دراین گیر ودار بابایی یادش افتاد که خیلیییییییییییی وقته قراره میله بارفیکسی پیدا کنه که به این چهارچوبهای حالت داره ما بخوره واین جرقه ای شد تاقسمت دیگری از سیسمونی افتتاح بشه. تقدیر: 1-دست پدرجون ومامی جونم درد نکنه که با دور اندیشی وتدبیر برای من سیسمونی خریدن ومنو از این...
نویسنده :
مامان سمانه
1:45









